بیخوابی (Insomnia) یکی از شایعترین اختلالات خواب است که میتواند به صورت دشواری در به خواب رفتن، بیدار شدنهای مکرر در طول شب یا بیدار شدن زودهنگام صبحگاهی بروز کند. در بیخوابی، فرد با وجود فراهم بودن فرصت و شرایط مناسب برای خواب، از کیفیت یا کمیت خواب خود رضایت ندارد و این مشکل میتواند بر عملکرد روزانه، تمرکز، خلقوخو و کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.
بیخوابی ممکن است کوتاهمدت و در ارتباط با عواملی مانند استرس، تغییر شرایط زندگی یا بیماری حاد باشد یا به صورت مزمن ادامه پیدا کند. بیخوابی مزمن معمولاً نیازمند ارزیابی دقیق الگوی خواب، عوامل مؤثر بر آن و بیماریها یا اختلالات همراه است.
تشخیص و درمان بیخوابی بر اساس شرایط هر فرد انجام میشود و در بسیاری از موارد، درمان شناختی ـ رفتاری بیخوابی (CBT-I) یکی از ارکان اصلی درمان است.
علائم بیخوابی چیست؟
فرد ممکن است با وجود خستگی و فراهم بودن شرایط مناسب برای خواب، مدت زیادی برای به خواب رفتن نیاز داشته باشد یا احساس کند شروع خواب برای او دشوار است.
بیدار شدنهای مکرر یا طولانی در طول شب میتواند باعث کاهش پیوستگی و کیفیت خواب شود و در برخی افراد با مشکل به خواب رفتن مجدد همراه است.
فرد ممکن است پیش از زمان مورد انتظار بیدار شود و نتواند دوباره به خواب برود، بهگونهای که خواب کافی و رضایتبخش نداشته باشد.
برخی افراد با وجود داشتن فرصت کافی برای خواب، پس از بیدار شدن احساس میکنند خوابشان آرامشبخش یا ترمیمکننده نبوده است.
بیخوابی میتواند با احساس خستگی، کاهش انرژی و کاهش توانایی انجام فعالیتهای روزمره همراه باشد.
اختلال خواب ممکن است بر توجه، تمرکز، حافظه و عملکرد روزانه تأثیر بگذارد.
بیخوابی حاد معمولاً برای مدت کوتاهی ایجاد میشود و میتواند در ارتباط با عواملی مانند استرس، تغییرات مهم زندگی، بیماری یا تغییر محیط و برنامه خواب رخ دهد. در بسیاری از موارد، با برطرف شدن عامل ایجادکننده، مشکل خواب نیز بهبود مییابد.
بیخوابی مزمن زمانی مطرح میشود که مشکل خواب بهصورت مکرر و پایدار ادامه داشته باشد و با اختلال در عملکرد روزانه همراه شود. این نوع بیخوابی نیازمند ارزیابی دقیق عوامل مؤثر و درمان مناسب است.
بیخوابی ممکن است همراه با بیماریهای جسمی، اختلالات روانپزشکی، درد مزمن یا سایر اختلالات خواب دیده شود. در این شرایط، شناسایی و درمان عوامل همراه میتواند بخش مهمی از مدیریت مشکل خواب باشد.
استرسهای روزمره، نگرانی، اضطراب و تغییرات مهم زندگی میتوانند شروع یا تشدید بیخوابی را به دنبال داشته باشند. در برخی افراد، نگرانی درباره خواب نیز میتواند چرخه بیخوابی را تداوم دهد.
برنامه خواب نامنظم، خوابیدن یا چرت زدن طولانی در طول روز، فعالیت بدنی ناکافی و استفاده زیاد از وسایل الکترونیکی در ساعات نزدیک خواب میتوانند با اختلال خواب همراه باشند.
مصرف کافئین و نیکوتین، بهویژه در ساعات نزدیک به زمان خواب، میتواند به خواب رفتن را دشوار کند یا کیفیت خواب را تحت تأثیر قرار دهد. برخی مواد و ترکیبات دیگر نیز ممکن است بر خواب اثر بگذارند.
برخی اختلالات خواب مانند آپنه خواب، سندرم پای بیقرار و اختلالات ریتم شبانهروزی میتوانند با شکایت از بیخوابی همراه باشند. در این موارد، بررسی علت اصلی اهمیت دارد.
درد مزمن و برخی بیماریهای جسمی، از جمله مشکلات تنفسی، گوارشی یا هورمونی، میتوانند خواب را مختل کرده و باعث بروز یا تشدید بیخوابی شوند.
برخی بیماریها و اختلالات عصبی ممکن است با تغییر الگوی خواب و بیخوابی همراه باشند. ارزیابی علائم همراه میتواند در تشخیص علت کمککننده باشد.
برخی داروها میتوانند بر شروع یا تداوم خواب اثر بگذارند. بررسی داروهای مصرفی، زمان مصرف و احتمال ارتباط آنها با علائم خواب بخشی از ارزیابی پزشکی است.
نور، صدا، دمای نامناسب اتاق، تخت یا محیط خواب نامناسب و تغییرات مکرر در محل خواب میتوانند کیفیت خواب را کاهش دهند.
پزشک درباره زمان خواب و بیداری، مدت و کیفیت خواب، بیداریهای شبانه، زمان شروع علائم و تأثیر مشکل خواب بر عملکرد روزانه سؤال میکند. همچنین وجود خوابآلودگی روزانه و سایر علائم خواب بررسی میشود.
برنامه خواب و بیداری، چرتهای روزانه، مصرف کافئین و سایر مواد، فعالیت بدنی، استفاده از وسایل الکترونیکی و شرایط محیط خواب بررسی میشوند.
پرسشنامههای استاندارد میتوانند برای ارزیابی شدت بیخوابی، کیفیت خواب و برخی اختلالات همراه مورد استفاده قرار گیرند.
بیماریهای جسمی و روانپزشکی، درد، علائم سایر اختلالات خواب و داروهای مصرفی بررسی میشوند تا عوامل مؤثر بر بیخوابی شناسایی شوند.
ثبت زمان خوابیدن، بیدار شدن، بیداریهای شبانه، چرتهای روزانه و سایر عوامل مرتبط با خواب در یک دفترچه خواب میتواند به ارزیابی الگوی خواب و روند علائم کمک کند.
پلیسومنوگرافی برای تشخیص روتین بیخوابی ضروری نیست؛ اما اگر علائمی به نفع اختلال خواب دیگری مانند آپنه خواب یا اختلالات حرکتی خواب وجود داشته باشد، ممکن است انجام تست خواب توصیه شود.
در بیشتر افراد، برای تشخیص بیخوابی انجام تست خواب یا پلیسومنوگرافی بهطور معمول ضروری نیست و تشخیص بر اساس شرح حال، الگوی خواب و علائم فرد انجام میشود.
اگر پزشک به وجود اختلال خواب دیگری مانند آپنه خواب، اختلالات حرکتی مرتبط با خواب یا برخی اختلالات دیگر مشکوک باشد، ممکن است انجام پلیسومنوگرافی یا سایر بررسیهای تخصصی خواب توصیه شود.
بنابراین، نیاز به تست خواب به علائم و شرایط هر فرد بستگی دارد و باید بر اساس ارزیابی پزشکی تعیین شود.
درمان شناختی ـ رفتاری بیخوابی یا CBT-I یکی از درمانهای اصلی و مبتنی بر شواهد برای بیخوابی مزمن است. این روش با اصلاح افکار و رفتارهای مرتبط با خواب و تنظیم الگوی خواب، به بهبود کیفیت و تداوم خواب کمک میکند.
رعایت برنامه منظم خواب و بیداری، ایجاد محیط مناسب برای خواب، کاهش نور و استفاده از وسایل الکترونیکی پیش از خواب و پرهیز از مصرف محرکها در ساعات نزدیک خواب میتواند به بهبود خواب کمک کند.
ثابت نگه داشتن زمان بیدار شدن و داشتن برنامه منظم خواب میتواند به تنظیم ریتم خواب و بیداری کمک کند. برنامه خواب باید متناسب با نیاز و شرایط فرد تنظیم شود.
در CBT-I، روشهایی مانند کنترل محرکها و محدود کردن زمان سپریشده در تخت با هدف تقویت ارتباط تخت و خواب و افزایش کارایی خواب استفاده میشوند. اجرای این روشها بهتر است با آموزش مناسب و متناسب با شرایط فرد انجام شود.
اگر بیخوابی با بیماریهای جسمی، اختلالات روانپزشکی، درد، مصرف دارو یا اختلال خواب دیگری همراه باشد، شناسایی و درمان عامل زمینهای میتواند بخش مهمی از درمان باشد.
در برخی افراد و شرایط خاص، پزشک ممکن است درمان دارویی را برای مدت مناسب در نظر بگیرد. انتخاب دارو باید بر اساس نوع بیخوابی، بیماریهای همراه، داروهای مصرفی و خطرات احتمالی انجام شود.
آنتاگونیستهای دوگانه گیرنده اورکسین یا Dual Orexin Receptor Antagonists با مهار سیستم بیداری اورکسین به شروع و حفظ خواب کمک میکنند.
داروهای این گروه عبارتاند از:
Suvorexant
Lemborexant
Daridorexant
این داروها بهخصوص در بیمارانی که مشکل اصلی آنها حفظ خواب و بیدار شدنهای مکرر شبانه است، میتوانند مورد توجه قرار گیرند.
عوارض احتمالی شامل خوابآلودگی روزانه، سرگیجه و در برخی افراد رؤیاهای واضح یا فلج خواب است. در بیماران مبتلا به برخی اختلالات تنفسی خواب، انتخاب دارو باید با دقت بیشتری انجام شود.
این گروه شامل داروهایی است که عمدتاً از طریق سیستم گیرنده GABA-A اثر خوابآور ایجاد میکنند.
زولپیدم (Zolpidem)
یکی از شناختهشدهترین داروهای خوابآور است و بیشتر برای مشکلات شروع خواب استفاده میشود. برخی فرآوردههای آن برای حفظ خواب نیز طراحی شدهاند.
عوارض احتمالی:
خوابآلودگی روز بعد
اختلال حافظه
سرگیجه
اختلال تعادل
رفتارهای پیچیده هنگام خواب در موارد نادر، مانند راه رفتن یا انجام فعالیتهایی که فرد بعداً آنها را به یاد نمیآورد
اسزوپیکلون (Eszopiclone)
میتواند هم در شروع خواب و هم در حفظ خواب مؤثر باشد. مزه فلزی یا تلخ دهان از عوارض نسبتاً شناختهشده آن است.
زالپلون (Zaleplon)
نیمهعمر کوتاهی دارد و بیشتر برای مشکل شروع خواب مورد استفاده قرار میگیرد.
Z-drugها نیز مانند سایر داروهای خوابآور باید با توجه به سن، سایر داروها، احتمال سوءمصرف و خطر سقوط تجویز شوند.
بنزودیازپینها از قدیمیترین داروهای مورد استفاده برای درمان بیخوابی هستند.
نمونهها:
Temazepam
Triazolam
Estazolam
Flurazepam
این داروها با تقویت فعالیت GABA اثر آرامبخش و خوابآور ایجاد میکنند.
با وجود اثربخشی، مصرف طولانیمدت آنها میتواند با مشکلاتی مانند:
تحمل دارویی
وابستگی
علائم قطع دارو
اختلال حافظه
خوابآلودگی روزانه
اختلال تعادل و افزایش خطر سقوط
همراه باشد.
به همین دلیل، بنزودیازپینها معمولاً برای مصرف طولانیمدت در بیخوابی مزمن انتخاب مناسبی نیستند و قطع آنها نیز در مصرف طولانی باید بهصورت تدریجی و تحت نظر پزشک انجام شود.
Melatonin هورمونی است که در تنظیم ریتم شبانهروزی و زمانبندی خواب نقش دارد.
ملاتونین ممکن است در شرایطی مانند اختلالات ریتم شبانهروزی خواب و برخی انواع اختلال خواب مفید باشد، اما اثر آن با بسیاری از قرصهای خواب کلاسیک متفاوت است.
رامِلتئون (Ramelteon)
رامِلتئون آگونیست گیرندههای ملاتونین است و عمدتاً برای مشکل شروع خواب استفاده میشود.
یکی از ویژگیهای مهم این دارو این است که مانند بنزودیازپینها و Z-drugها داروی GABAergic محسوب نمیشود و پتانسیل وابستگی آن متفاوت است.
Low-dose Doxepin یک داروی سهحلقهای است که در دوز پایین عمدتاً از طریق مهار گیرندههای هیستامین H1 اثر میکند.
این دارو بیشتر برای مشکل حفظ خواب و بیدار شدنهای مکرر شبانه مورد استفاده قرار میگیرد.
در دوزهای پایین، پروفایل دارو با دوزهای بالاتر دوکسپین که برای درمان اختلالات روانپزشکی استفاده میشود متفاوت است.
Trazodone به دلیل اثر خوابآور در بسیاری از کشورها برای بیخوابی تجویز میشود، بهویژه در بیمارانی که همزمان مشکلات خلقی دارند.
با این حال، ترازودون در بسیاری از گایدلاینهای تخصصی، داروی روتین خط اول برای بیخوابی مزمن محسوب نمیشود و شواهد اثربخشی آن برای بیخوابی در مقایسه با برخی درمانهای اختصاصیتر محدودتر است.
داروهای دیگری مانند برخی داروهای آنتیهیستامین نیز ممکن است خاصیت خوابآور داشته باشند، اما خوابآلودگی روزانه، تحمل دارویی و عوارض آنتیکولینرژیک میتواند استفاده از آنها را محدود کند؛ بهخصوص در سالمندان.
یک قرص واحد که برای درمان انواع بی خوابی بهترین باشد وجود ندارد.
انتخاب دارو باید بر اساس نوع بیخوابی انجام شود. برای مثال، بیماری که عمدتاً در شروع خواب مشکل دارد با بیماری که بهطور مکرر در طول شب بیدار میشود، الزاماً به یک دارو نیاز ندارد.
همچنین وجود بیماریهایی مانند آپنه انسدادی خواب، سندرم پای بیقرار، افسردگی، اضطراب، درد مزمن، بیماریهای عصبی یا اختلال ریتم شبانهروزی میتواند انتخاب درمان را تغییر دهد.
بنابراین درمان علت زمینهای بی خوابی ، در بسیاری از بیماران اهمیت بیشتری از اضافه کردن یک قرص خواب دارد.
قرص خواب در سالمندان
در افراد مسن مبتلا به بی خوابی باید در تجویز داروهای خوابآور احتیاط بیشتری کرد. تغییر متابولیسم دارو، حساسیت بیشتر به اثرات CNS و افزایش خطر سقوط و اختلال شناختی باعث میشود انتخاب دارو و دوز اهمیت بیشتری داشته باشد.
مصرف خودسرانه بنزودیازپینها، Z-drugها یا داروهای آنتیکولینرژیک در درمان بی خوابی سالمندان توصیه نمیشود.
«اگر مشکل به خواب رفتن، بیدار شدنهای مکرر یا بیدار شدن زودهنگام بهصورت مداوم یا تکرارشونده وجود دارد، بهتر است برای بررسی علت و انتخاب درمان مناسب با پزشک مشورت شود.»
«اگر بیخوابی باعث کاهش تمرکز، اختلال حافظه، خستگی، تحریکپذیری یا کاهش عملکرد در فعالیتهای روزمره شود، ارزیابی پزشکی اهمیت بیشتری پیدا میکند.»
«خوابآلودگی قابل توجه در طول روز، بهویژه اگر بر کار، مطالعه یا رانندگی تأثیر بگذارد، نیازمند بررسی است و ممکن است علاوه بر بیخوابی، با اختلالات خواب دیگری نیز ارتباط داشته باشد.»
«اگر بیخوابی همراه با خروپف بلند، احساس خفگی یا قطع تنفس در خواب باشد، بررسی احتمال آپنه خواب اهمیت دارد. در چنین شرایطی ممکن است پزشک انجام ارزیابی تخصصی خواب یا تست خواب را توصیه کند.»
«اگر بیخوابی همراه با درد، علائم عصبی، مشکلات تنفسی، تغییرات قابل توجه خلقوخو یا سایر علائم جسمی باشد، بررسی بیماریهای زمینهای و داروهای مصرفی میتواند در تعیین علت و درمان مناسب کمککننده باشد.»
بیخوابی یکی از شایعترین اختلالات خواب است که میتواند با دشواری در به خواب رفتن، بیدار شدنهای مکرر یا بیدار شدن زودهنگام همراه باشد و بر عملکرد روزانه و کیفیت زندگی تأثیر بگذارد. تشخیص بیخوابی معمولاً بر اساس شرح حال و بررسی الگوی خواب انجام میشود و در صورت وجود علائم اختلالات خواب دیگر، ممکن است بررسیهای تخصصی بیشتری لازم باشد.
در بیخوابی مزمن، درمان شناختی ـ رفتاری بیخوابی (CBT-I) یکی از درمانهای اصلی و مبتنی بر شواهد است و در برخی افراد، بسته به شرایط بالینی، ممکن است درمان دارویی نیز مورد استفاده قرار گیرد. انتخاب روش درمان باید بر اساس علت بیخوابی، بیماریهای همراه و شرایط هر فرد انجام شود.

